به‌نام او

 

 

مسئله و شخصیت دو مولفه‌ی اصلی داستان هستند. حسینعلی جعفری در کتاب «من سرباز هخامنشی بودم» با کمترین تعداد کلمات توانسته شخصیت‌های متفاوتی را بیافریند. نویسنده در این کتاب ۷۹ داستان درباره دفاع مقدس گرد هم آورده است. داستان‌هایی در ۱۰۰ یا ۲۰۰ کلمه که هر کدام شخصیت و مسئله‌ای خاص را دنبال می‌کنند و به لایه‌های فرهنگی و احتماعی زیست دفاع مقدس هم می‌پردازند.

 

ایجاز و بینش ناگهانی

داستان کوتاه کوتاه یا داستانک در کمترین تعداد کلمات ممکن شخصیت و مسئله را خلق می‌کند و مخاطب را به یک بینش متفاوت از آگاهی ابتدایی داستان می‌رساند. داستان کوتاه کوتاه اوج هنرنمایی داستان‌نویسی است که مولفه‌های داستانی را به خوبی می‌شناسد و می‌تواند از آن‌ها در فشرده‌ترین حالت ممکن و به دور از زوائد استفاده کند. «من سرباز هخامنشی بودم» ۷۹ داستانک رنگارنگ و شور و شیرین است. در این کتاب نویسنده از پایان غافلگیرکننده، احساسات قوی و شادی و غم آمیخته به هم استفاده کرده تا جنبه‌های مختلفی از دفاع مقدس را پیش چشم مخاطب بیاورد. حسینعلی جعفری در این کتاب از روح معنوی دفاع مقدس، مشکلات مالی، دلتنگی، گمنامی، و حتی حرص نام ومقام سخن می‌گوید و جنبه‌های اجتماعی و فرهنگی را در امتداد جنبه نظامی می‌بیند.

داستانک یا داستان کوتاه کوتاه به فرم‌های مختلفی در ادبیات داستانی اطلاق می‌شود. اینجا به فراخور کتاب «من سرباز هخامنشی بودم» این عنوان را برای داستان‌هایی با کمتر از ۲۰۰ کلمه در نظر می‌گیریم. هر داستانی اعم از هر عنوانی که داشته باشد از تعدادی کلمه ساخته شده که وظیفه هنرمند استفاده‌ی موزون از این کلمات برای خلق شخصیت و مسئله و پرداخت این دو از طریق عناصر ادبی و خلق فضای داستانی است. حسینعلی جعفری در این کتاب، حداقل ۷۹ شخصیت و مسئله را خلق کرده است. او تلاشش را کرده تا داستان‌هایش تکراری یا شبیه به هم نباشند؛ مسئله‌ای که در آن موفق بوده و هر کدام فضای داستانی منحصر به فرد و بینش و غافلگیری خاص خودش را دارد. در کتاب «من سرباز هخامنشی بودم» داستان به معنای واقعی کلمه شکل می‌گیرد و گرچه گاهی سیر داستانی و مسئله و شخصیت تناسب چندانی با هم ندارند، تلاش آگاهانه‌ی نویسنده برای مسئله داشتن شخصیت داستانی و ایجاد کشف و بینش نهایی مشهود است.

 

رنگارنگ  و جورباجور

چنانکه بیان شد «من سرباز هخامنشی بودم» کتابی آمیخته با همه‌ی جنبه‌های دفاع مقدس است و توأمان به تلخی و شادی آمیخته است. در اینجا امکان بررسی همه‌ی داستان‌ها نیست ولی به فراخور جنبه‌های مختلف و احساسات گوناگونی که خلق می‌کنند، چند داستانک را به صورت اجمالی بررسی می‌کنیم.

خیانت، داستان لغو یک عملیات است. نامی از یک عملیات مشخص به میان نیامده ولی فضای تاریک و سردی که نویسنده از خلال لغو عملیات ایجاد کرده و نام خیانت به آن داده است. عملیات‌هایی مثل کربلای ۴ را به ذهن می‌کشاند. نویسنده در این داستانک از توصیف و ایماژ بهره برده و تلاش کرده شخصیت و داستان را در همان فرم تصویر بیان کند. حسینعلی جعفری در این داستان شخصیت و مسئله را در قالب فضا بیان کرده است. نه اسم شخصیتی می‌آید و نه مسئله‌ای مشخص طرح می‌شود. تنها شاهد تصویرسازی، ایماژ و توصیفات دقیق نویسنده هستیم که ناخودآگاه خبر از احساسات درونی می‌دهد و ما را هم با خودش همراه می‌کند.

پسرک، نمادی از شور و شوق و تلخکامی آمیخته کتاب به هم است. پسری که با شناسامه برای رفتن به جبهه داوطلب شده و نگرانی اصلی‌اش این است که جنگ زود تمام شود و او نتواند به جبهه برود. جنگی که البته نویسنده در انتها یادآوری می‌کند که ۸ سال طول کشیده است. در این داستان، شخص، مسئله و بینش ناگهانی به وضوح به چشم می‌آیند.

طاقتش را نداری، داستان نوجوانی است که مخفیانه در میانه شب داخل قبری که برای خود کنده می‌رود. یک نمونه مشخص از روح معنوی دفاع مقدس. راوی نه تایید می‌کند و نه نفی که اصولاً در مقام این تایید و تکذیب هم نیست. راوی نوجوان را تعقیب می‌کند و به رفتن داخل قبر تمایل نشان می‌دهد. چیزی که درست مانند پیش‌بینی نوجوان، تحملش را ندارد و زود از آن بیرون می‌آید. «طاقتش را نداری» مرز آدم‌های عادی و حقایق و گنجینه‌های دفاع مقدس است. مرز معنویت با دنیای ساده‌ی آدم‌های عادی.

خاطره‌فروش، از آن  دست داستان‌هایی است که حرصتان می‌دهد و مخاطب را با آدم‌های رویافروش جبهه‌های جنگ آشنا می‌کند. «خاطره‌فروش» ماجرای فردی است که از طرف اداره به اجبار جبهه آمده و رنگ خط مقدم را هم ندیده است. فردی که بعد از جنگ بساط خاطره‌فروشی باز می‌کند و راوی جنگ و دفاع مقدس می‌شود و برای بقیه از روزهای گذشته می‌گوید و خاطره می‌فروشد.

ارزیاب، آخرین داستانک این کتاب است. یک ماجرای عاشقانه از زبان یک زن که البته در فرمی پست‌مدرن و به صورت برخوردهای نویسنده با ممیزی اداره ارشاد نگاشته شده است. روایتی از یک شهید عاشق‌پیشه که نماز قضای زیادی هم داشته و انقلاب و امام او را منقلب کرده است. این داستانک علیرغم اینکه ارزیاب اداره ارشاد آن را مفید تلقی می‌کند اجازه چاپ ندارد. داستانکی با سیر مشخص و روایتی مدرن که فضای روایت یک‌طرفه از شهید و شهادت را هم نقد می‌کند.

من سرباز هخامنشی بودم داستانی است از یک پیرمرد در جبهه که سر و شکلی عجیب دارد و لفظ قلم صحبت می‌کند. معلم تاریخ بوده و تاریخ با پوست و خون و او عجین شده است. داستانی که فضایی سنگین دارد و سربازان وطن را از دفاع مقدس تا ایران باستان به همدیگر متصل می‌کند. «من سرباز هخامنشی بودم» دیالوگی از همین پیرمرد است که تلاش می‌کند خود را معرفی کند.

 

فراموشی

ذائقه مخاطبان ادبیات پایداری در سالیان اخیر را خاطره‌های خودنوشت و دگرنوشت شکل داده است و همین مسئله باعث شده آثار داستانی و داستان‌نویسی در این حوزه شرایط رشد و دیده شدن کافی نداشته باشد. البته به ذائقه مخاطب باید کیفیت پایین آثار داستانی و متناسب نبودن بسیاری از آثار داستانی این حوزه با اصالت داستان را هم اضافه کرد. «من سرباز هخامنشی بودم» که سال ۱۳۸۸ چاپ شده است در همان چند سال ابتدایی به شمارگان ۱۳۰۰۰ جلد رسید و چند بار تجدید چاپ شد. البته این کتاب نتوانست درخشش خود را حفظ کند و در سالیان اخیر همواره دور از دسترس مخاطبان ادبیات داستانی بوده است. «من سرباز هخامنشی بودم» عنوان جذابی هم دارد و علاوه بر این عنوان نحوه پرداختی که به دفاع مقدس دارد می‌تواند مورد توجه عموم مردم باشد. جلب مخاطب حداکثری و پاسخ به نیازها و ایجاد احساسات و معرفت همه جانبه با دفاع مقدس، وظیفه‌ایست که این کتاب در صورت ویرایش و طراحی جلد مجدد و فضاسازی مناسب برای تبلیغات می‌تواند انجام دهد و به سرعت جای خود را میان مخاطبان آثار داستانی باز کند.

از دلایل دیده نشدن این اثر می‌توان به انحصار در پرداخت به شهید و شهادت و دفاع مقدس در دهه‌های گذشته اشاره کرد. تمایل نهادهای فرهنگی و نظارتی به یک ایده مشخص از مقام شهید و شهادت و ادبیات پایداری و نفی ضمنی هرگونه تفاوت در این دیدگاه ناخودآگاه منجر به فراموشی اثر و عمر کوتاه آن در بازار نشر منجر می‌شد. اینکه در سالیان اخیر این دید مقدار زیادی بهبود یافته خود می‌تواند زمینه‌ساز بستری مناسب برای بازگشت کتاب «من سرباز هخامنشی بودم» به سبد فرهنگی خانواده‌ها باشد.

 

جادوی کلمات

داستانک در همه‌ی موضوعات می‌تواند نوشته شود. ایجاز در آن مشهود است و تفاوت عمده‌ی آن با دیگر انواع داستان شدت و حدت و غافلگیری در برانگیختگی احساسات یا ایجاد بینش تازه است. در داستانک قوی‌ترین احساسات انسانی مثل عشق، غم، مرگ، حرص، حیرت، و اندوه در قالب کلمات منتقل می‌شود و ناخودآگاهِ مخاطب را با خود همراه و در احساسات درگیر می‌کند. در کتاب «من سرباز هخامنشی بودم» احساست به صورتی هنرمندانه منتقل می‌شود و پایان ناگهانی و ضرب غافلگیری داستانک‌ در بسیاری از موارد رعایت شده است. کتاب «من سرباز هخامنشی بودم» با اینکه فقط ۱۲۶ صفحه است ۷۹ داستانک را در خود جای داده است. ۷۹ داستانی که به رغم ایجاز می‌تواند درک و دید نسبتاً جامعی از جنگ تحمیلی مخاطبان ارائه دهد و محرکی بسیار قوی برای آشنایی بیشتر با دفاع مقدس باشد. داستانک‌های این کتاب از طریق هماهنگی با اصیل‌ترین احساسات انسانی و بهره‌مندی از عنصر غافلگیری و بینش ناگهانی تأثیر عمیقی بر مخاطبان می‌گذارد. هر کدام از این داستان‌ها می‌‌تواند خود ایده‌ی یک طرح کلی و یک اثر کامل باشد و حتی به تولیدات هنری و رسانه‌ای جدید منجر شود.

 

متنوع، خوش‌خوان، و پرمایه

کتاب «من سرباز هخامنشی بودم» با نگاه نویسنده از زاویه‌های گوناگون (رزمنده ایرانی، اسیر عراقی، خانواده‌های شهید، مردم عادی) اثری کم‌نظیر در میان آثار داستانی ادبیات پایداری است. کتابی که هم از عناصر داستانی بهره کافی برده و هم مسئله و لزوم خلق شخصیت را درک کرده است. حسینعلی جعفری که از برگزیدگان جایزه ادبی یوسف هم هست در این اثر بدون دیدی افراطی و یک‌جانبه سعی کرده است از تمامی زوایا به دفاع مقدس بنگرد و در مجموع فضایی بیافریند که شور و شیرینی دفاع مقدس را توأمان داشته باشد. «من سرباز هخامنشی بودم» نه فقط جبهه ایران که در چند داستان به نظامیان بعثی هم می‌پردازد که باعث می‌شود نمایی کامل‌تر از جبهه‌های جنگ به دست آید. این مجموعه داستانک از حسینعلی جعفری مانند بسیاری از مجموعه‌های داستانی هم اثر بسیار هنرمندانه دارد و هم برخی داستان‌های سطحی و مبهم با درونمایه‌های تکراری. در کل تفاوت مهم این کتاب که آن را نسبت به بسیاری از آثار ادبیات داستانی این حوزه منحصر به فرد می‌کند، بهره‌مندی حرفه‌ای نویسنده از عناصر داستانی و درک مناسب مسئله و شخصیت است. تصویرسازی‌ها و همه‌جانبه بودن «من سرباز هخامنشی بودم» به خودی خود می‌تواند زمینه‌ساز بازخوانی و بازشناسی آن در شرایط کنونی شود.

 

دسته‌بندی شده در:

نظرگاه,